محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
26
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
واجب الهى در نعمتها را نپردازد ، خداوند آن را به زوال و نابودى كشاند . » « 1 » مشابه اين سخن از شكسپير نيز نقل شده است : « تشريفات زياد ، بارهاى زياد هستند . » « 2 » ه ) امام على عليه السّلام پرهيزكارانه زيست و با بىرغبتى به دنيا نگريست . همچنين ديگران را از فريفتگى به آن بازداشت و فرياد برآورد : « اى دنيا ! به خدا سوگند كه اگر قابل رؤيت بودى ، و قالبى حسشونده داشتى ، حدود خدا را بر تو جارى مىكردم ، به خاطر بندگانى كه آنها را با آرزوهايت فريب دادى ، و ملتهايى كه آنها را به هلاكت افكندى . » « 3 » جاى شگفتى ندارد كه قلب چنين فردى سرشار از مهربانى و عطوفت به مردم باشد و به يارى ضعيفان فرا خواند و با سخنانى هراس انگيز از مالاندوزى باز دارد : « اى فرزند آدم ! آن چه را كه بيش از نياز خود فراهم كنى ، براى ديگران اندوختهاى . » « 4 » تفكر رايج در نهجالبلاغه ، اشتياق فراوان به دينا را زشت و ناپسند مىشمرد : « نگهدارى آن چه كه در دست دارى ، پيش من بهتر است از آن كه چيزى از ديگران بخواهى « 5 » . . . پس در به دست آوردن دنيا آرام باش ، و در مصرف آن چه به دست آوردى ، نيكو عمل كن ؛ چه بسا تلاش بىاندازه
--> ( 1 ) . « من كثرت نعم اللّه عليه كثرت حوائج النّاس إليه فمن قام للّه فيها بما يجب عرّضها للدّوام و البقاء و من لم يقم فيها بما يجب عرّضها للزّوال و الفناء » نهجالبلاغه : قصار 371 . ( 2 ) . هياكل شكسبير ، توفيق بن فضل اللّه ضعون : 215 . ( 3 ) . « و اللّه لو كنت شخصا مرئيّا و قالبا حسّيّا لأقمت عليك حدود اللّه في عباد غررتهم بالأمانيّ و امم ألقيتهم في المهاوي » نهجالبلاغه : نامه 45 . ( 4 ) . « يا ابن آدم ما كسبت فوق قوتك فأنت فيه خازن لغيرك » نهجالبلاغه : قصار 191 . ( 5 ) . « و حفظ ما في يديك أحبّ إليّ من طلب ما في يد غيرك » نهجالبلاغه : نامه 31 .